نویسنده : احسان احمدي خاوه
تاریخ : چهارشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۷

‍ ✅  سازمان و فرایند مدیریت منتشر شد



کتاب سازمان و فرایند مدیریت به قلم دکتر سوسن بهرامی و دکتر رضا جعفری هرندی از اعضای هیأت علمی دانشگاه قم توسط نشر وارنا منتشر شد. در مقدمه کتاب آمده است:
در عصر ارتباطات و اطلاعات، مدیریت به عنوان یک عنصر حیاتی، نقش بنیادی ایفا می‌کند. امروزه مدیران موفق دریافته‌اند که برای کارآمدتر کردن کارکنان در سازمان، تنها از طریق مدیریت صحیح آنان امکان‌پذیر است. در واقع انجام موفقیت‌آمیز برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، کنترل، نظارت و پیاده‌سازی برنامه‌های تحول و پیشبرد اهداف سازمانی بدون مدیریت در سازمان‌ها صورت نخواهد گرفت. از این رو بر اساس دیدگاه موزون سیستمی، مدیریت اهمیت به‌سزایی در بهره‌وری سازمان‌ها ایفا خواهد کرد. کتاب حاضر حاصل برخورداری از منابع متعدد در زمینه مفاهیم مدیریت و فرایندهای چهارگانه آن بوده و برای دانشجویان رشته‌های مختلف علوم تربیتی(مدیریت برنامه‌ریزی آموزشی) و نیز مدیرانی که مایل به‌ کارآمدتر نمودن کارکنان خود هستند، مفید می‌باشد.
این کتاب با تیراژ 1000 نسخه و با قیمت 15000 تومان در اختیار دانشجویان و علاقمندان قرار دارد.

https://t.me/varnapress2017

 
 
قلم توتم من است، توتم ماست، به قلمم سوگند، به خون سیاهی که از حلقومش می‌چکد سوگند، به رشحه ی خونی که از زبانش می‌تراود سوگند، به ضجه‌های دردی که از سینه اش بر می‌آید سوگند که توتم مقدسم را نمی‌فروشم، نمی‌کشم، گوشت و خونش را نمی‌خورم، به دست زورش تسلیم نمی‌کنم، به کیسه زرش نمی‌بخشم، به سر انگشت تزویرش نمی‌سپارم. دستم را قلم می‌کنم و قلمم را از دست نمی‌گذارم، چشم‌هایم را کور می‌کنم، گوش‌هایم را کر می‌کنم ، پاهایم را می‌شکنم، انگشتم را بند بند می‌برم، سینه ام را می‌شکافم، قلبم را می‌کشم، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم....

اما قلمم را به بیگانه نمی‌دهم. به جان او سوگند که جان را فدیه‌اش می‌کنم، اسماعیلم را قربانیش می‌کنم، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می‌خورم، به فرمان او، هر جا مرا بخواند، هر جا مرا براند، در طاعتش درنگ نمی‌کنم.
قلم توتم من است، امانت روح القدس من است، ودیعه مریم پاک من است، صلیب مقدس من است، در وفای او، اسیر قیصر نمی‌شوم، زرخرید یهود نمی‌شوم، تسلیم فریسان نمی‌شوم.
بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند، به چهار میخم کوبند، تا او که استوانه حیاتم بوده است، صلیب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد تا خدا ببیند که به نامجویی، بر قلمم بالا نرفته‌ام، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشته‌ام... هر کسی را هر قبیله‌ای را توتمی است؛ توتم من، توتم قبیله من قلم است. قلم زبان خدا است، قلم امانت آدم است، قلم ودیعه عشق است، هر کسی توتمی دارد و قلم توتم من است... و قلم توتم ما است.