
کتاب پیچ انگیزه به قلم احسان احمدی خاوه منتشر شد. این کتاب که به شرح عملیاتی در منطقه پیچ انگیزه در فکه پرداخته توسط نشر 27 بعثت روانه بازار شده است. این عملیات در 19 اردیبهشت سال 65 آغاز شد و تا روز 22 اردیبهشت ادامه داشت. در این عملیات که توسط گردان عمار لشکر 27 انجام شد، از پیشروی نیروهای عراقی جلوگیری به عمل آمد. در ادامه بخش کوتاهی از متن کتاب را مرور میکنیم:
سقوط فاو، ضربۀ شدیدی برای عراق بود و تلاشهای دو ماه و نیمۀ عراق برای بازپسگیری فاو هم شکست خورده بود. عراق برای بیرون رفتن از این باتلاق شکست، ابتکار تازهای را به کار گرفت. با از دست دادن فاو، عراق فهمید که فرو رفتن در لاک دفاعی، فقط باعث غافلگیری و تحمل تلفات سنگین نیروهایش شود. سقوط فاو، روحیۀ نیروهای عراقی را به هم ریخته بود. استراتژی «دفاع متحرک»[i] ، علاوه بر اینکه میتوانست بخشی از شکست فاو را جبران کند قوای رزمی ما را وادار میکرد در مناطقی که عراق میخواهد عملیات کنند، نه هر جایی که ما میخواهیم، و به این ترتیب، عراق ابتکار عمل را در جبهه ها به دست میگرفت.
برای همین هم، نیروهای عراقی برای شناسایی نقاط ضعیف در خطوط پدافندی ما، عملیاتهای محدودی را انجام میدادند. با تجمع یگانهای اصلی نیروهای ما در فاو، بقیه نقاط مرزی، نیروهای پدافندی کمتری داشتند. این ضعف پدافند که فرصت مناسبی برای نفوذ دوباره عراق را فراهم کرده بود، بالاخره کار خودش را کرد و در 16 اسفند 1364 عراق به منطقۀ عملیاتی والفجر9 در چوارتا حمله کرد.[ii]
در سراسرِ مرز ما با عراق، فقط دو منطقه به شکل تنگه وجود داشت که عراق بعد از گذشتن از مرز باید از آنها هم عبور میکرد؛ یکی تنگۀ ابوقریب و دیگری، پیچانگیزه. پیچانگیزه، منطقۀ مشهوری نبود. کسی آنجا را به این نام نمیشناخت. منطقهای در حدود 5 کیلومتر مربع که قسمتی از فکه بود. اما اهمیت آن منطقه به این بود که از طرف ایران، آخرین تپهماهورهای ارتفاعات حمرین بود و بعد از این ارتفاعات[iii]، نیروهای ما وارد دشت و خاک عراق میشدند. از آن طرف هم، اگر عراق ارتفاعات این منطقه را پشت سر میگذاشت، وارد دشتی میشد که میتوانست بدون دردسر جدی تا کرخه پیش بیاید. اولین مانع طبیعی سر راهشان پس از ارتفاعات تپهماهوری پیچانگیزه، کرخه بود. منطقه به لحاظ اقتصادی ارزش آنچنانی نداشت؛ نه پالایشگاهی در آن بود، نه کارخانهای، نه سدی و نه پلی. فقط یکی دو تلمبهخانۀ کوچک نفت بود. پل کوچکی هم که روی رودخانه دویرج بود، آنقدر اهمیت سوقالجیشی نداشت که گرفتن یا از دست دادنش، موجب تغییرات مهمی شود. پیچ انگیزه، وقتی اهمیت پیدا میکرد که عراق آنجا را بگیرد و از آن عبور کند. نگهداشتن آن تنگه هم کار راحتی نبود. ما هم اگر میخواستیم وارد عراق بشویم، باید از تنگه عبور میکردیم. به همین جهت تپهماهورهای پیچانگیزه، هم برای ما، هم برای عراق، اهمیتی استراتژیک داشت. پیچانگیزه، دالانی مخفی برای ما و آنها بود که هرکدام بر آن مسلط میشدیم، میتوانستیم از آن دالان به سراغ طرف دیگر برویم. از پدافند دولایه و سهلایه هم در آن منطقه خبری نبود. یک خط پدافندی بیشتر نبود که اگر دشمن آن را میشکست، دیگر هیچ مانعی جلودارش نبود و حالا این اتفاقات افتاده بود. دشمن، خط را شکسته بود و چیزی مقابلش نبود. این اولین بار بود که دشمن اینطور به خط میزد. اگر عراق از پیچانگیزه عبور میکرد، تا سقوط مهران چند گام بیشتر نمیماند.[iv] سرعت استراتژی جدید عراق به حدی بود که ظرف مدت یک ماه، میتوانست قسمتی از مناطق عملیاتی را دوباره به اشغال خود درآورد.
ظرف دو هفتۀ بعد از حمله به چوارتا، عراق با حمله به پنجوين و آزاد كردن قلههاي شيخ گزنشين، ميشلان و شيخ لطيف، پازل موفقیتهایش در استراتژی جدید را کاملتر کرد. نيمۀ فروردين 65، عراق ارتفاعات شاخشميران و شاخسورمر در محور دربنديخان را تصرف كرد و سه روز بعد، تپۀ 175 شرهاني در پيچانگيزه اشغال شد.[v]
حالا گردان عمار بود و یک «خط شکسته» که باید دوباره آن را پس میگرفت و اجازۀ پیشروی بیشتر را به عراق نمیداد. گردانی که بیست روز، زیر شدیدترین حملات پاتک عراق مقاومت کرده، یکسوم نیروهایش به مرخصی رفته، حالا در اولین سحرگاه ماه رمضان، با دست خالی باید جلوی دشمن را میگرفت. فرماندهان گردان، دلشان به لبیک نیروها گرم است و نیروها، دل در گرو تکلیفی دارند که باید انجام دهند؛ خواه با موفقیت همراه باشد یا نباشد.
[i]استراتژی دفاع متحرک عراق، با انتقال سریع ۱۵۰ عراده تانک تی۷۲ روسی که در زمان خود از مدرنترین تانکها بود و آر.پی.جی، روی زره آن اثر نداشت (مگر از فواصل خیلی نزدیک و اصابت به نقاط خاص) شروع شد. عراقیها در کنار این ۱۵۰ تانک، ۱۵۰ تریلی تانک هم تهیه دیده بودند و در هر نقطهای که نیروهای ایرانی اقدام به آفند میکردند، بلافاصله تانکها را سوار تریلیها میکردند و به نقطۀ درگیری میرسانند. البته بهخاطر وجود راهها و اتوبانهای متعدد در شرق عراق، این جابهجایی بسیار سریع و مؤثر انجام میشد. درحالیکه خطوط ارتباطی ایران در استانهای غربی چنین ویژگیهایی را نداشتند. گاهی اوقات، فاصلۀ نقطۀ آفند تا محل استقرار تانکها بیش از ۲۰۰ کیلومتر بود؛ اما عراقیها سریعاً و طی حداکثر سه ساعت خودشان را به محل درگیری میرساندند و باعث غافلگیری شدید نیروهای ایرانی میشدند، بهطوری که، در اولین مواجهههای رزمندگان با این تاکتیک، تلفات بالایی به نیروهای ایرانی وارد آمد جنگ و دفاع متحرک بعث، خبرگزاری دفاع مقدس، 18 اردیبهشت 92.
[ii] ر.ک: همان.
[iii] رشته کوههای حمرین از بهرام آبادِ مهران شروع و به جلگۀ خوزستان منتهی میشود. طول آن حدود 61 کیلومتر است. شکل حمرین خاص و دارای خطالرأسی ممتد است. خطالرأس جغرافيايي جبال حمرين مرز مشترک ايران و عراق است و هر نيرويي که روي آن مستقر شود، خاک عراق را زير سلطۀ ديد و تير خود دارد. در طول این خطالرأس رشته قلل مجزایی، به نام حلت دیده میشود. رشته کوههای حمرین فاقد مواد آتشفشانی است و بیشتر از خاک رس تشکیل شده، بهطوری که معابر آن نرم و در حال ریزشاند. در بعضی نقاط آن، صخرههایی با ترکیبات خاکی دیده میشوند که مواد آن به مرور زمان به هم متصل شدهاند و به شکل سنگ درآمدهاند. رشته کوه حمرین در قسمت شمال، 1000 متر ارتفاع دارد. ولی هرچه بهسوی جنوب امتداد مییابد، از ارتفاعش کاسته میشود و سرانجام به 400 متر میرسد. حمرین به علت واقع شدن در ناحیۀ گرمسیری و عدم جریان آب در آن، بدون درخت و گیاه است. ارتفاعات مشرف به ایران دارای چشمههای آب شیرین است، در صورتی که در بلندیهای مشرف به عراق، آب نایاب و در صورت وجود، شور و تلخ است. ر.ک: نجاری، وبسایت سیری در ایران، رشته کوههای حمرین و «استراتژی دفاع متحرک عراق (اهداف و مقاصد دشمن)»، آرشیو مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
[iv] عراق در تاریخ 27/2/1365 در منطقۀ مهران دست به حمله زد و این شهر و حومۀ آن و برخی ارتفاعات منطقه را تصرف کرد. ارتش عراق با شكستن خطـوط دفاعي ايران، در نهايت اين شهر را با 200 كيلومتر مربع از اراضي اطراف آن، به تصرف خود درآورد. در این زمان لشکر84 خرمآباد (ارتش) و تیپ4 لشکر21 حمزه (ارتش) با شش گردان پیاده و دو گردان زرهی، پدافند این منطقه را بهعهده داشتند. هجوم دشمن به مهران نقطۀ اوج استراتژی دفاع متحرک عراق بود و عراق با موفقیتی که در این مرحله به دست آورد، جرئت یافت اتخاذ استراتژی دفاع متحرک را اعلام کند. رژیم عراق در تبلیغات خود اعلام میکرد که تنها در مقابل عقبنشینی قوای ایران از مناطق عراق، بهویژه فاو، مهران را پس خواهد داد. اما نهایتاً مهران که پیشتر نیز به اشغال عراق درآمده بود، در روز نهم تیر ماه 1365 مجدداً طی عملیات کربلای1 آزاد شد و امام گفتند: «مهران را هم خدا آزاد کرد.»
[v] علیرضا محمدی، «خط بطلاني بر استراتژي دفاع متحرك»، روزنامۀ جوان، 9 تیر 96.






