نویسنده : احسان احمدي خاوه
تاریخ : دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۴

چكيده

بيش از دو دهه از تولد عبارتي به نام «نهضت توليد علم» در ادبيات علمي ما توسط رهبري معظم انقلاب مي‌گذرد. عبارتي كه شايد در نخستين نگاه، مفهومي دور از دسترس و شايد تا حدي آرمان‌گرايانه تصور مي‌شد. دورنماي نهضتي كه ايشان در بيانات خود با اقشار علمي كشور به ترسيم حدود و ثغور آن مي‌پرداختند چشم‌اندازي قدرتمندانه، استقلال‌محور و عزت‌بخش بود كه توضيح مي‌داد كه چطور در سايه استقلال علمي و معرفتي مي‌توان به استقلال سياسي اقتصادي و فرهنگي نيز رسيد. اما نهضت توليد علم نيز مانند هر پديده اجتماعي و علمي ديگر بدون تعامل و كنش و واكنش با ديگر ابعاد و زواياي سياسي اجتماعي و فرهنگي قابل تصور نبوده و نيست. بنابراين دور از ذهن نيست كه در اين نهضت زير بنايي، همه اركان يك جامعه نقش داشته و اثرگذار باشند. اين مقاله مي‌كوشد هر چند به اختصار و نمونه‌وار، به بررسي اجمالي چيستي، چرايي و چگونگي نهضت توليد علم و تاثير و تاثرات متقابل آن با ساير عوامل اجتماعي با توجه به آراء رهبر معظم انقلاب بپردازد.

واژگان كليدي

علم، نهضت توليد علم، تمدن اسلامي، اسلام، انقلاب اسلامي، جنبش نرم‌افزاري، رهبر معظم انقلاب اسلامي

احسان احمدي

نویسنده : احسان احمدي خاوه
تاریخ : دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۴

چكيده مقاله:

مسأله پرستش و بررسي ربط و نسبت ميان اسماء و صفات الهي با اين مقوله يكي از مسايل مورد توجه اهل معرفت در مشرب‌هاي مختلف عرفاني بوده است. برخي از اصحاب عرفان و تصوف با پيش‌فرض استقلال اسماء و صفات از ذات به اين مقوله پرداخته‌اند و برخي ديگر با تكيه بر مباني وحدت شخصيه وجود، اين موضوع را در يك كليت منسجم و واحد به بررسي نشسته‌اند و ذات و اسماء و صفات را مراتب یک حقیقت دانسته‌اند که در صور و مراتب گوناگون به ظهور رسیده است.

در اين ميان امام خميني نيز در اين باره آراء و نظريات درخور توجهي دارند كه در نگاه نخست نوعي تمايز و اختلاف میان آراء امام و بزرگانی نظیر آیت‌الله قاضی برداشت مي‌شود كه شايد اين تمايز منبعث از روش سلوكي دو مكتب عرفاني نجف و تهران باشد هر يك از اين دو بزرگوار نماينده يكي از اين دو مشرب عرفاني و سلوكي هستند. با عنايت به اينكه مشرب عرفاني هر دو بزرگوار از آراء ابن عربي سرچشمه مي‌گيرد و در حكمت صدرايي با فلسفه و حكمت اسلامي و منابع نقلي در هم مي‌آميزد، لذا اين مقاله مي‌كوشد با بررسی آراء عرفانی امام خمینی در این باب، نیم نگاهی نیز به نقاط تمايز و وجوه مشترك آراء امام با مرحوم قاضی در اين باب داشته باشد.

احسان احمدي - منبع: فصلنامه حضور

نویسنده : احسان احمدي خاوه
تاریخ : دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۴

در مواجهه با آثار عرفانی یکی از مهمترین مسایلی که توجه  محقق این حوزه را به خود معطوف می‌دارد وجود برخی از تناقضات منطقی و تصریح بر پاره‌ای از عبارات  است که علی‌الظاهر با مبانی منطقی و به تبع آن با موازین شرعی همخوانی ندارد. این عبارات و اشارات فارغ از اینکه با چه زبانی و در محدوده چه دین و ملتی بیان می‌شوند، از یک وجه مشترک برخوردارند و آن اینکه نظم حاصل از موازین تشریعی ادیان را چه در ساحت فردی و چه در حوزه اجتماعی به هم می‌زنند و روند حرکت منطقی فرد مخاطب و اجتماع را با مخاطره مواجه می نمایند. اینکه این عبارات و اشارات چیستند و حاصل چه نوعی از تجربه‌اند شاید به حل مساله کمک کند اما در نتیجه آن تاثیری نخواهد داشت.

شطحیات همواره اندیشه‌سوز و شهرآشوب بوده‌اند و بیان آنها در هر برهه از تاریخ و در هر دین و ملتی هزینه‌های خاص خود را داشته است. گرچه كه در فرهنگ‌ها و برهه‌هاي گوناگون تاريخ، شطحيات مصاديق مختلفي يافته و مضامين گوناگوني را شامل گشته اما هميشه نوك پيكان شطح‌گويان متوجه نظام عقيدتي حاكم بر جامعه بوده و تيغ تيز تكفير ارباب ديانت نيز گويندگان شطحيات را در مخاطره افكنده است. زماني در فرهنگي «انالحق‌گويي» حلاج و «سبحاني ما اعظم شأني» بايزيد متضمن پرداخت بهايي گزاف است، و زماني ديگر در جايي ديگر، بيان حقايق طبيعي توسط گاليله به منزله شطحيات بوده است. در این مقاله و مجال مختصر در پی مرور برخي از لایه‌های زیرین بوجود آورنده این بخش ممنوعه از عرفان اسلامي و بازتاب آنها در آراء امام خمینی(س) برآمده‌ایم.

احسان احمدي

نویسنده : احسان احمدي خاوه
تاریخ : دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۴

چكيده

شعر عرفانی ما ـ به طور ويژه در شعر حافظ ـ صحنه رويارويي دو شخصيت نام‌آشنا در فرهنگ و ادبيات ماست؛ رند و زاهد. زاهد البته پيشتر ـ در دوره اول عرفان اسلامي ـ سيمايي موجه داشت و زهد از ويژگي‌های مثبت و ضروري اهل معرفت به حساب مي‌آمد اما بعدتر اين ويژگي به صورتي منفي خودنمايي كرد و كاراكتري كه رو در روي او مي‌ايستاد ـ رند كه پيشتر سيمايي منفي و ناموجه داشت ـ كاراكتري موجه و مثبت تلقي شد. گويي در مرزهاي اخلاقي و عرفي جامعه تغييراتي حاصل شده بود كه جاي اين دو شخصيت دقيقا به طور كلي تغيير كرد و به جاي يكديگر قرار گرفتند. در دوران ما نيز شعر عرفاني امام خميني با تاسي به ادبيات رندانه حافظ، همين روند را ادامه داده و سيمايي كه از زاهد در شعر عرفاني امام وجود دارد سيمايي منفي و ملوم است. اين مقاله تلاش دارد تا بررسي سيماي رند در شعر عرفاني امام، ارتباطات آن را با ملامتي‌گري در تصوف اسلامي مورد كنكاش قرار دهد.

احسان احمدي

 
 
قلم توتم من است، توتم ماست، به قلمم سوگند، به خون سیاهی که از حلقومش می‌چکد سوگند، به رشحه ی خونی که از زبانش می‌تراود سوگند، به ضجه‌های دردی که از سینه اش بر می‌آید سوگند که توتم مقدسم را نمی‌فروشم، نمی‌کشم، گوشت و خونش را نمی‌خورم، به دست زورش تسلیم نمی‌کنم، به کیسه زرش نمی‌بخشم، به سر انگشت تزویرش نمی‌سپارم. دستم را قلم می‌کنم و قلمم را از دست نمی‌گذارم، چشم‌هایم را کور می‌کنم، گوش‌هایم را کر می‌کنم ، پاهایم را می‌شکنم، انگشتم را بند بند می‌برم، سینه ام را می‌شکافم، قلبم را می‌کشم، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم....

اما قلمم را به بیگانه نمی‌دهم. به جان او سوگند که جان را فدیه‌اش می‌کنم، اسماعیلم را قربانیش می‌کنم، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می‌خورم، به فرمان او، هر جا مرا بخواند، هر جا مرا براند، در طاعتش درنگ نمی‌کنم.
قلم توتم من است، امانت روح القدس من است، ودیعه مریم پاک من است، صلیب مقدس من است، در وفای او، اسیر قیصر نمی‌شوم، زرخرید یهود نمی‌شوم، تسلیم فریسان نمی‌شوم.
بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند، به چهار میخم کوبند، تا او که استوانه حیاتم بوده است، صلیب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد تا خدا ببیند که به نامجویی، بر قلمم بالا نرفته‌ام، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشته‌ام... هر کسی را هر قبیله‌ای را توتمی است؛ توتم من، توتم قبیله من قلم است. قلم زبان خدا است، قلم امانت آدم است، قلم ودیعه عشق است، هر کسی توتمی دارد و قلم توتم من است... و قلم توتم ما است.